دراویش در سقز
دراویش در سقز 
در سقز خانگاهی بود تقریباًنزدیکی های مسجد جامع آن زمان ، خیابان مانندی بود بالاتر از مرکز مخابرات (میدان هلؤ و) که شاید نام محله ( کانی گرمک ) یا چیزی در این حد بود ، که خانگاه تقریباً در سرازیری این راه بزرگ قرار داشت . بزرگ این خانگاه مردی بود بسیار محترم و مودب که کاک میرزا صابر صدایش میکردند . انسانی بود مرتب که همیشه بوی عطر خوشش انسان را محسور میکرد . یک روز فهمیدیم که خودشان را برای پذیرایی از دراویش دیگر نقاط کردستان آماده میکنند واز آن پس تا چند روزی مردم در انتظار آمدن دراویش بودند . 

یک روز خبر دادند که دراویش از طرف پل وارد سقز میشوند . ماهم برای تماشا رفتیم .
حدود ده ، بیست نفر ، با موهای بلند سر و صورت ، در حالی که دایره ای نیز بدست داشتند ، به ردیف با فاصله های منظم از روی پل ورودی بطرف سقز می آمدند . وقتی وارد فلکه اصلی ( فلکه ای که بانک ملی مرکزی سقز در آن قرار داشت . اسمش را فراموش کرده ام .) در حالی که دایره میزدند و بزبان کردی چیزهایی میخواندند و حرکات موزونی از خودشان نشان میدادند
با صفی مرتب بطرف خانگاه حرکت میکردند . قرار بود شب در خانگاه برنامه اجرا بکنند . گویا بمناسبت در گذشت یکی از دراویش این مراسم برپا می شد . به نظرم بعد از ظهر همان روز نیز آواز خوانان ودایره زنان بطرف قبرستان برای اجرای مراسم رفتند .(متاسفانه نام محلها را فراموش کرده ام . قبرستان تقریباً طرفهای خانه ملا جلال بود . )
فردای آنروز کسانی که آن مراسم را دیده بودند چیز های عجیب و باور نکردنی از آن مراسم تعریف میکردند . گویا بعضی شیشه یا تیغ ریش تراشی را میخوردند و بعضی دیگر شمشیر هارا به نقاط مختلف بدنش فرو میکردند. یکی سیم لخت برق را بدست میگرفت و با دست دیگر لامپ روشن میکرد و عده ای دیگر سیخ های کباب را از گونه ها و زبان خود رد میکردند و کارهای دیگر که باور کردن بعضی از آن حرکات برای من مشکل بود ، ولی آنها که تعریف میکرند ، انسانهایی نبودند که دروغ بگویند .
البته من بعدها فیلم این حرکات را دیدم و خدارا شکر کردم که آن شب برای دیدن مراسم نرفته بودم چون فیلم واقعاً وحشتناک بود وبنظر من کار بی معنی و عبث .
گوشه ای از مراسم که در فیلم بود :
دراویش د رخانگاه دایره وار نشسته بودند آنقدر دایره زدند و حرکات عجیب و غریب از خودشان در آوردند و با صدای بلند آواز خواندند که به حالت خلصه فرو رفتند و در این حالت به نظر من بی خبری آن حرکات محیر العقول را انجام دادند .
بهر حال این هم یکی از خاطرات من از سقز بود حالا نمیدانم کاک میرزا صابر در چه حال است، امیدوارم زنده و شاد و سرحال
باشند .
![]()
![]()
![]()
مطالب جالب انتخابی

عکس رودخانه ارس