بختیار وهاب زاده دنیاسون دییشدی

شاعر ملی آذربایجان درگذشت

ایبنا : " بختیار وهاب زاده " شاعر ملی جمهوری آذربایجان چشم از جهان

فروبست . وهاب زاده بیش از هفتاد مجموعه شعر دارد که بیشتر اشعارش

 بزبان های مختلف دنیا از جمله انگلیسی ، فرانسوی ، روسی ، آلمانی ،

اسپانیولی ، مجاری ، فارسی و ... ترجمه شده است . این شاعر آذربایجانی

تعدادی نمایشنامه و متون ترجمه هم در کارنامه ادبی خود ثبت کرده

است .   "جام جم ۲۹/۱۱/۸۷"

بختیار وهابزاده دونیاسین ده ییشدیر

بختیار وهاب زاده شاعر بزرگ آذربایجانی در گذشت

وطن 

چاغيرير ايندي بوتون ميلتي ايمدادا وطن،
دييشيلمز اي اوغول، جنّته دونيادا وطن.

بيزه مئيدان اوخويان بيلمه­ليدير بيردفعه­ليک،

نه ساتيلماز، نه وئريلمز بينه­دن يادا، وطن.

سينه آلتيندا گرک قلب کيمي هر آن دؤيونه،

يانا اولدوز کيمي هر سؤزده، هر ايمضادا وطن.

وطن عشقيندن اوجالسين بوتون ايستکلريميز،

ياشاسين آرزودا، مقصدده، تمننادا وطن.

وطن عشقيندن آلار بختييار اؤز قودرتيني
دؤيونر قلبي کيمي هر يئني ميصراعدا وطن
.
۱۹۹۴

سخنان رجب طیب اردوغان

به گزارش شبکه خبر، روزنامه القدس العربی چاپ لندن با چركین توصیف كردن رفتار پرز تاكید كرد: باید از اردوغان برای پاسخ های کوبنده وی به اظهارات پرز قدردانی کرد. 

خبرگزاری فرانسه نیز اعلام کرد :اردوغان در پی اظهارات طولانی پرز در دفاع از حمله رژیم اسرائیل به غزه و کشتار مردم فلسطین ، در حالی که به این اظهارت پاسخ می داد با ممانعت مسئولان این نشست روبه رو شد و به حالت قهر جلسه را ترك كرد. 

مردم ، رسانه ها و رئیس جمهوری ترکیه نیز با استقبال گرم از اردوغان پس از بازگشت از داووس در فرودگاه  آنکارا از وی حمایت و اعلام کردند، تو در قلب ما هستی و ما از تو پشتیبانی می کنیم .

روزنامه جمهوریت چاپ ترکیه نوشت: نخست وزیر تركیه در اجلاس داووس به شدت از شیمون پرز انتقاد كرد.

روزنامه وطن نوشت :اردوغان در واكنش به پرز كه بر خلاف اصول دیپلماتیك صدای خود را بلند كرده بود گفت ، با صدای بلند سخن می گویی كه این ناشی از احساس گناهكار بودن به علت آدم کشی است.  

ینی شفق نیز نوشت: اردوغان در اجلاس داووس از كشتار زنان و كودكان در غزه به شدت انتقاد و پرز را گناهكار توصیف كرد. 

روزنامه پست چاپ تركیه هم نوشت: یك نفر باید این سخنان را به پرز می گفت. 

ملیت نیز نوشت: اردوغان در اجلاس داووس به شدت از اسرائیل انتقاد و در اعتراض به این موضوع كه در مقایسه با پرز زمان كمی برای سخنرانی وی در نظر گرفته شد اجلاس داووس را ترك كرد. 

روزنامه حریت نیز در گزارشی با عنوان مرگ داووس نوشت :اردوغان به لحن آمرانه شیمون پرز به شدت واكنش نشان داد و در واكنش به اقدام دبیر نشست كه تلاش می كرد سخنان وی را قطع كند گفت داووس برای من پایان یافته

روزهای پر تب و تاب انقلاب

روزهای پر تب و تاب انقلاب

بهمن ماه که میرسد ، کبوتر خیالم به پرواز در می آید و به روز های پر هیجان ، به آن روز هاییکه پر از بیم و امید ، زشتی و زیبایی و شادی و غم بود ، پرواز میکند . هر کسی در  طول عمر خود روزهایی را دارد که برایش از ارزش والایی برخوردار ند ، و به اصطلاح لحظه به لحظه  آن بقول خارجی ها ،برایشان  های لایت است . بهمن ماه نیز برای من حکم چنین روزهایی را دارد .

حرکت های انقلابی در شهری که محل زندگی من بود ( سقز – کردستان ) تقریباً از پاییز 1356 با راهپیمایی تعدادی از معلمان و دانش آموزان آغاز شد . و از آن پس گاه و بیگاه این حرکت ادامه پیدا میکرد و روز بروز بر تعداد شرکت کنندگان افزوده می شد . حرکت های انقلابی مانند سایر نقاط ایران ، در شهر سقز هم هرچه جلو تر میرفت رنگ و بوی تندتری بخود میگرفت .شعار های اولیه که بیشتر حال وهوای اقتصادی و رفاهی داشت یواش یواش رنگ سیاسی بخود میگرفت ، تا اینکه رسیدیم به این شعار که ( ما میگیم شاه نمیخواهیم نخست وزیر عوض میشه ..... ) و شعر ترکی عامیانه جالبی پخش شده بود که اینگونه از زبان شاه گفته میشد ..شهبانو ایرانه گئدیم ، گئدمی ییم و ...  شدیدترین و خونین ترین تظاهرات در این شهر در بیست و چهارم دیماه  1357 دو روز قبل از مسافرت شاه صورت گرفت ، در این روز ارتش از اول صبح به خیابانها آمد و تیر اندازی شروع شد . نمیدانم علت چه بود ولی این را میدانم که در این شهر گروه های مسلح نیز فعالتر شده بودند و از شرایط و قراین چنین بر می آمد که عده ای سعی در متشنج کردن جو شهر دارند . بهر حال در گیری تقریباً نزدیکی های ظهر شروع شد .، صدای تیراندازی یک لحظه قطع نمی شد ، صدای مرگ بر شاه و الله و اکبر از گوشه و کنار شهر بگوش می رسید ( یادم می آید در آن روزگار چنان احساساتی شده بودم که برای آن روز شعر مانندی هم نوشته بودم که در زمان نقل و انتقال و جابجایی گم شدند . ) خبر های رسیده حاکی از تعداد زیاد زخمی ها میداد ، برای کمک به زخمی ها بطرف بیمارستان راه افتادیم ، اطراف بیمارستان مملو از جمعیت بود که برای اهداء خون و کسب خبر از احوال زخمی ها آمده بودند . تیر اندازی در اطراف بیمارستان نیز ادامه داشت یکی از مامورین بطرف بیمارستان هم تیراندازی میکرد که در نتیجه در داخل بیمارستان یکی از خدمه تیر خورد .  آنروز یک مهندس کریمی نامی در خیابان زخمی و در بیمارستان از دنیا رفت و این اتفاق ، با محبوبیتی که گویا  آن مهندس داشته ، موجبات عصبانیت شدید مردم بویژه دوستانش را فراهم کرد . از آن روز جو شهر دیگر آرام نشد در بیست و ششم دیماه رفتن شاه را جشن گرفتیم عصر آنروز ماشینها با بوق و چراغ های روشن درحالی که برف پاکنها را بلند کرده و دستمالهایی به آنها وصل کرده بودند در سطح شهر به شادی پرداختند . البته تا یادم نرفته بگویم که در روزهای پیروزی انقلاب ، مردم آن چند پاسبانی را که بسوی مردم تیر اندازی کرده بودند به سختی مجازات کردند، با چنان وضع نا هنجاری آنها را کشتند که هنوزهم که سی سال از آن جریان میگذرد با یاد آوری آن مو بر اندام من سیخ میشود .

گفتم که بهمن ماه برایم پر است از روزهای خوب و بد ، آن زمان من با اینکه خانه خریده بودم ، از دولت سر فامیل خوش غیرت  ، مستاجر بودم با مادر پیر و ... ولی همسایهای خوبی داشتم که واقعاً انسانهای والایی بودند که بارها من شاهد بودم که در اطراف خانه ما ، برای مواظبت از ما پرسه میزدند .

.... و چند سال بعد از پیروزی انقلاب اولین دخترم در بهمن ماه 1360 بدنیا آمد و بهمن ماه را برای خانواده ما بیاد ماندنی تر کرد .