اینهم یک جور تولده
راستش را بخواهید امروز یک جورایی تولد منه ، لابد می پرسید مگه تولد هم یکجورایی دارد .

شناسنامه من نشان میده که من دهم اردیبهشت این جهان را با قدوم مبارک خود مفتخر کرده و قدم به این کره خاکی گذاشته ام . لابد میگویید مبارکه . ممنون . ولی جریان تاریخ تولد من هم از اون جریانات طنز مانندی است که شنیدنش خالی از لطف نیست :
آنوقتها که خدا رحمت کند مردگان شما را ، مادرم زنده بود هروقت میپرسیدیم میگفت : چه میدونم وقتی تو بدنیا آمدی پدر ت در باغ آبیاری میکرد خواهرت ... که چند سالی از تو بزرگتر است ، دوان دوان رفت و به پدرت مژده تولد تورا داد. یادم می آید ماه رمضان بود ، ضمناً هندوانه هم میخوردیم . حالا شما تاریخ تولد منو فهمیدید ؟ میگویید نه ؟ پس اینهمه جبر و ریاضی را برای چه خوانده اید ؟
خلاصه الان نیم قرن و اندی از آن تاریخ میگذرد و من و بچه ها هنوز نتوانسته ایم تاریخ تولد دقیق مرا پیدا بکنیم .
به همین خاطر شورایی در خانواده تشکیل دادیم و بعد از بحث و بررسی های زیاد ، رای گیری بعمل آمد و دهم اردیبهشت روز تولد من تعیین شد . چون اینروزها هم در میوه فروشی ها خربزه پیدا میشود و هم هوا نسبتاً گرم هست و کشاورزان زمین ها راهم آبیاری میکنند و در این روز روزه اش را هم یک کاری میکنیم گرچه ماه رمضان نیست .
ولی اگر یک روزی زحمت کشیدید و تاریخ تولد مرا کشف کردید ، خبرم کنید ، البته سالش را هم که یک مجهول دیگریست نادیده میگیرم ، همان روزش را پیدا کردید ممنونم .
قبلاً از تبریکات صمیمانه شما متشکرم