بمناسبت روز معلم با یادی از معلمین دوره ابتدایی خودم

مرحوم حسینقلی سیرانی معلم کلاس اول

مرحوم خیرالله شاپوری معلم کلاس دوم

مرحوم حمزه امیدی معلم کلاس سوم

آقای علی علیزاده ارس معلم کلاس چهارم

آقای الهوردی ملکی معلم کلاس ششم ابتدایی

با قدر دانی از زحمات

جناب آقای حسین قدیر خم

معلم کلاس پنجم ابتدایی اینجانب که متاسفانه

عکسی از ایشان نداشتم

جمعه وروز کارگر و روز معلم

برای ما جمعه یکی از روزهای خوب خداوند است ( البته همه روز ها این کونه است ولی بقولی جمعه سید الایام است و برای ماهم عزیز تر )  همه دور هم هستیم . بعد از ظهر هوس کردیم به باغ پدری برویم با هم رفتیم من بباغ نرفتم بطرف کول تپه راه افتادم با توجه به مقالاتی که در وبلاگ شهرستان جلفا و  ارسباران  در باره این تپه باستانی خوانده ام نگاهم به این تپه که از دوران کودکی جای بازی و سرگرمی من بود  عوض شده است هنوز هم اگر از بلندای این تپه به اطراف نگاه بکنید متوجه خواهید شد که این بر تمام منطقه تسلط کامل داشت  تصور بکنید آن زمان را که درست در زیر این تپه آبادی بزرگی بنام گرگر بوده که شایت مرگز حکومت بوده و از این تپه بعنوان دیده بانی استفاده می شده و حالا بهر دلیلی آن آبادی از بین رفته و تنها این تپه آز آن بیادگار مانده است . امروز که از آن بالا نگاه کردم این تپه برایم معنی بخصوصی داشت چه میشد مسئولین  از این تپه محافظت میکردند تا عده ای نا آگاه آنرا مانند جگر زلیخا سوراخ سوراخ نمیکردند شاید برای یافتن سفالی و یا چیز بار ارزش عتیقه ای چند جای بالای تپه را کنده اند و شاید هم چیزهایی در آورده اند . چه میشد در کنار این تپه موزهای بنا می شد و آثار باستانی این منطقه را در آن جمع آوری میکردند  . واقعاً جای یک موزه در شهرستان جلفا که یکی از قدیمی ترین سکونتگاه های بشر بوده است  چقدر خالی است .

فردا روز معلم است  ، کسانی که بگردن ما حق بزرگی دارند دست یکایک معلمین خود را که در قید حیات هستند می بوسم و برایشان طول عمر با عزت و عظمت آرزو میکنم و آنهایی را هم که از میان ما رفته اند برای روحشان علو درجات از درگاه باریتعالی خواهانم  . شنیده ام چند نفر از آنها سخت بیمار هستند که برایشان از در گاه ایزد منان شفای عاجل مسئلت مینمایم .

امروز روز کارگر هم بود این روز را بتما م کارگران عزیز تبریک میگویم و برایشان در کار سازندگی ایران اسلامی موفقیت و سلامتی آرزو مینمایم .

اینهم یک جور تولده

اینهم یک جور تولده

راستش را بخواهید امروز یک جورایی تولد منه  ، لابد می پرسید مگه تولد هم یکجورایی دارد .

شناسنامه من نشان میده که من دهم اردیبهشت این جهان را با قدوم مبارک خود مفتخر کرده و قدم به این کره خاکی گذاشته ام  . لابد میگویید مبارکه . ممنون . ولی جریان تاریخ تولد من هم از اون جریانات طنز مانندی است که شنیدنش خالی از لطف نیست :

آنوقتها که خدا رحمت کند مردگان شما را ، مادرم زنده بود هروقت میپرسیدیم میگفت : چه میدونم وقتی تو بدنیا آمدی پدر ت در باغ آبیاری میکرد خواهرت ...  که چند سالی از تو بزرگتر است ، دوان دوان رفت و به پدرت مژده تولد تورا داد. یادم می آید ماه رمضان بود ،  ضمناً هندوانه  هم میخوردیم . حالا شما تاریخ تولد منو فهمیدید ؟ میگویید نه ؟ پس اینهمه جبر و ریاضی را برای چه خوانده اید ؟

خلاصه الان نیم قرن و اندی از آن تاریخ میگذرد و من و بچه ها هنوز نتوانسته  ایم تاریخ تولد دقیق مرا پیدا بکنیم .

به همین خاطر شورایی در خانواده تشکیل دادیم و بعد از بحث  و بررسی های زیاد ، رای گیری بعمل آمد و دهم اردیبهشت روز تولد من تعیین شد . چون اینروزها هم در میوه فروشی ها خربزه پیدا میشود و هم هوا نسبتاً گرم هست و کشاورزان زمین ها راهم آبیاری میکنند و در این روز روزه اش را هم یک کاری میکنیم گرچه ماه رمضان نیست .

ولی اگر یک روزی زحمت کشیدید و تاریخ تولد مرا کشف کردید ، خبرم کنید ، البته سالش را هم که یک مجهول دیگریست نادیده میگیرم ، همان روزش را پیدا کردید ممنونم .

قبلاً از تبریکات صمیمانه شما متشکرم

حادثه ای دلخراش

امروز جریانی را شنیدم که شدیداً مرا تحت تاثیر قرار داد  ، وارد نانوایی که شدم طبق معمول هر کسی چیزی میگفت  ، حتماً میدانید که جدیدترین اخبار را میشود در نانوایی ها و آرایشگاه ها شنید ولی این بار صحبت از حادثه تلخی بود که از شنیدن آن واقعاً دلم خون شد .

میگفتند که در شهر ..... مادر و پسرش را داخل یک اتاق حبس کرده و در را از بیرون قفل کرده و با بنزین  اتاق را به آتش کشیده اند  و مادر و فرزندش را زنده زنده سوزانده اند . شقاوت و سنگ دلی ببینید تا کجا ها کشیده است . شنیده ها حکایت از این میکرد که گویا زن از نظر تعادل روانی حالت نرمال نداشته و گویا بعد از مرگ شوهرش ....

علت هرچه بوده خدا عالم است و سئوال اینجاست که چه کسانی قاضی شده اند و حکم صادر کرده اند ؟ و بدست های پلید خودشان برای مجازات یک زن عقب افتاده ذهنی و فرزند بیگناهش جهنمی درست کرده اند و مادر و پسر معصومش را در آن جهنم سوزانده اند ؟