هنوز فرصت هست .......
نمیدانم چرا این روزها همه اش درباره ی این چیزها مینویسم شاید فقدان دونفر از نزدیکان در یک مدت کم در روحیه و افکارم تاثیر گذاشته ، بهرحال این خاطره راهم که از چندین سال پیش در گوشه ای از افکارم جای گرفته است برایتان مینویسم .

"هنوز هم فرصت باقیست! گوش هایت را باز کن. تا دیر نشده است بشنو... بفهم"
چند سال پیش یکی از همشهری ها که لکنت زبان شدیدی داشت جان به جان آفرین تسلیم کرده بود ،بعد غسل و تشییع میت را در داخل خانه ی ابدی خود قرار دادند ، روحانی محلی طبق قاعده و قانون دفن شروع کرد به خواندن قرآن و بعد خواست به عربی کلمات تفهیم را بر میت به خواند ..بعد از تمام شدن سخنان روحانی مرد روستایی ساده ای که در کنار آقا نشسته بود ، به اقا گفت : آقا این بیچاره وقتی که زنده بود و قدرت داشت کلمات معمولی را هم با زحمت زیاد بیان میکرد حالا اینهمه کلمه ی عربی را این بیچاره چگونه در این مدت کم یاد بگیرد و تحویل بدهد ؟ روحانی بزرگوار لبخندی زد و چیزی نگفت
عکس رودخانه ارس