حلول ماه شعبان مثل همیشه ، شادی و سرور بهمراه داشت . امسال بنظر میرسد بازار جشن  ، عروسی  و تولد و ... از همیشه داغتر بود و شاید برای ما اینگونه بود ، هر روز یا یک روز در میان و گاهی در یک روز به دوتامجلس عروسی دعوت داشتیم و همه از دوستان و فامیل نزدیک که برایمان خوشحالی و شادی زیاد بهمراه داشت .، و در آخرین روزهای این ماه عزیز رویداد خوشحال کننده دیگری شادی ما را چند برابر کرد و آن ملاقات با خانواده ای بود که سی سال با شنیدن خاطره هایشان سپری کرده بودیم و همانگونه که شنیده بودیم انسانهایی والا و بزرگوار بودند که حضورشان در میان ما ، بینهایت مارا خوشحال کرد  و زمان گرچه بسیار اندک بود ولی  خاطره ای بیاد ماندنی در میان ما باقی گذاشت که امیدواری این دیدارها بیشتر و بیشتر شود گرچه دلها همیشه بهم نزدیک است .

در این روزها بازار کار تالار ها ی پذیرایی شهر داغ داغ بود . تالار علی ، سعید  ، قصر شیرین ، صدف ، مروارید  ، لوکس طلایی ، هادی ، رویال و...و از کنار هر کدام که رد می گذشتی ، صدای ساز و آواز و بود و رقص و پایکوبی .

امید که از هر گوشه ششهرمان و کشور مان صدای شادی و سرور بگوش برسد و غم و شادی از این سرزمین رخت بر بندد . آمین