حال و هوای چله 2
آنوقت ها مثل حالا نبود ، شب چله واقعاً زمستان بود برف همه جارا می پوشاند ، با پارو از درب این خانه تا خانه بعدی به اندازه ایکه یک نفر راه برود جا باز میکردند بقیه مسیر کوچه ها برف بود . گاهگاهی جای پای حیواناتی مثل روباه یا سگ و یا گربه روی برفها دیده میشد . برای رفتن از این خانه به خانه دیگر فانوسی که نفت آنرا یک لیتر یا نیم لیتر از مغازه روستا میخردیم ، استفاده میکردیم شب ها آرامش کامل در روستا حکم فرما بود و صدای سگ یا حیوان دیگری گاهی سکوت را می شکست .
همه جمع میشدند خانه مرحوم حاج احمد ، و هرکسی به فراخور حالش چیزی می آورد ، تعارفی در بین نبود ، تلی از خوردنی در وسط درست میشد و همه را قاطی میکردند همه خوردنی ها محصول محلی یعنی از تولیدات باغات خودمان بود و بعد شروع میکردند بخوردن و صحبت کردن . از هر چیزی که رنگ و بوی شادی داشت حرف میزدند گاه قابلمه ای چیزی میزدند و یکی آواز میخوان و یا رقص میکرد ، خلاصه با این کارهای شاد شب را به نیمه میرساندند و آنوقت مردها از قهوه خانه باز میگشتند ، غالباً بچه های کوچک خواب بودند ، که مردها آنهارا بغل کرده و همه به خانه های خود میرفتند و ...
قیش گئجه سی ، طوله لرین اتاقی / شب زمستان ، اتاق بزرگ و وسیع روستاییان
کتلیلرین ، اوتراغی ، یاتاغی ، / اتاق نشیمن و هم اتاق خواب روستاییان است ،
بخاریدا یانار اوتون یاناغی ، / در بخاری چوب خشک می سوزد .
شب چره سی ، گردکانی ، ایده سی ، / شب چره و گردکان و سنجد آن شب
کنده باسار گولوب ، دانشماق سسی ، / همه جای روستا پر از سرو صدای صحبت روستاییان میشود .
شب چله و روز های خوبی در پیش داشته باشید . یاعلی
عکس رودخانه ارس