"اؤقدر آیا باخمارام کی ، آی گله دوشه آیاغومون آلتینا "

بو خاطره نی کی ایندی سیزلره تعریف ایلییرم منیم اوشاقلوخ زمانلارونان خاطریمده قالیبدی :

میداتدا اولان کیشیلرین چوخی ، قاش قره لدیقجا ، میدانون گون چیخان طرفینده  کی بیر اوجا یره ییغیشیب ، اوردان دقتینن گون باتان یره باخیردیلار ، چوخی اَللرینی قاشلارونون اوستونه قؤیوب و سایبان دوزلدمیشدیلر کی گون گؤزلرینی اذیت ایله مه سین  ،]هله آیی گؤرماخ چتینیدی چون گون  گوزلری قوماشدوروردی ، اما آز قالموشدی کی داغون دالوندا گیزلَنسین .هله آیی گؤرماغا چوخ تئزیدی ، بیرده یاخشی کی گون باتان یرده بولوط یؤخودی دووم دوروئیدی ، آینا کیمین صاف بیر هاوائیدی . بالاجا اوشاقلار و جوانلار کندین میدانونون بیر گوشه سینده مشغولودولار اویناماغا ، هیچ بیر زاد بیز اوشقلاری اؤیناماخ کیمین سئویندیرمیردی ،گاهدان اؤقدر باشوموزقیزیشیردی کی ، چتین وضعیتده اوزوموزی ائوه یتیریردیخ ، گاهدان دا  ایش ایشدن گئچیردی ، اویناماقی اؤتورموردوخ و ....و بونا گؤره کتک یماقی گؤزوموزه آلوردوخ ....

گون داغون دالوندا گؤزلردن ایتمیشدی ، یاواش یاواش هاوا قارانلوخلاشوردی ،آیی گؤرماغا گؤره ، گون باتان یئره باخانلارون سایی چوخالوردی هامی ایستییردی کی آیی گؤرسون و ثواب آپارسون ، ولی ، علیمحمد و فرج دایی دا، اللرین قاشلارونون اوستونه قویوب دؤرد گؤزده بؤرج ایله ییب ،آیی گؤرماقا تَلَسیردیلر (من اوکیشیلره احترام اوچون دایی دییردیم ) ،بیردن ولی دایی اوجا سَسینن دِدی " من گؤردوم ، من گؤردوم "

ها ، گؤردوم ، اَدوربا ! بارماقونان گونباتان یری گورسدیردی .. گؤرنِجه ده گؤزل و بؤیوکدی ، ایله بیر ایکی  گوننوخ آیدی ، هامی  ولی دایی گؤرسه دهن یئره باخیردی ، بعضیلرینین اَلینده آینادا وارودی ، بیر آزدا هاوا قارانلوخلاشموشدی ، اوچ قارداشدان سورا تک توک آداملار دئیردیلر آیی گؤردولر ، بویولدا هر ایله تای آیی گؤرماغون ثواب ولی دایی  و اُبیری قارداشلارونا قسمت اُلدی  . ایفطاردان سورا کندین مالاسونا ولیگیلین آیی گؤرمه سینی دِدیلر ...

مالا قبول ایله مه دی دِدی : بو شوخلوخ دئیر کی ، من ولینین سؤزونن جماعته دییَِنمَرَم صاباح اوروج بایرامودی ، گرک صبر ایلییاخ تبریزدن خبر گلسین .

ولی دئدی : مَنه صاباح بایرامدی ، من اؤز گؤزومونن گؤرموشم . سیزده اؤزوز بولرسیز ....

ناهارا یوخون تبریزدن خبر گلدی آیی گؤروبلر و بویون بایرامدی .....ایندیده من بیر مسئله نی باشا دوشمه میشم بو چماعت نییه بو قارداشلار کورخا دئیلر ، اولارکی هامودا قشنگ گؤرولر ....الله دنیاسون دئیشنله رینه رحمت ایله سین

تبریک ایام شاد نوروز

مسابقه وبلاگ نویسی جوانان خیر

فعالیتهای خیریه موسسه جوانان خیر:

موسسه‌ی قرض‌الحسنه جوانان خیّر به‌عنوان یک نهاد مردمی در جامعه، علاوه بر انجام امور سازمانی خود، تقویت بنیه‌ی اقتصاد خانواده‌ها و دستگیری از نیازمندان را در دستور کار خود قرار داده تا همان‌گونه که با فعالیت در حیطه‌ی قرض‌الحسنه سنت حسنه رسول اکرم (ص) را در جامعه جاری می‌سازد با تحقق اهداف انسانی و خیرخواهانه‌ی خود در ارتقای سطح اجتماعی و توان اقتصادی مردم غیور مملکت‌مان سهم داشته باشد.
ادامه مطلب را بخوانید .....

*******

آغاز سال 1390 خورشیدی را پیشاپیش به شما هموطنان عزیز و شما بیننده عزیز تبریک عرض نموده و هدیه اینترنتی زیبایی را با موزیک شاد تقدیم مینمایم . همیشه شاد و سلامت باشید

از همینجا دانلود کنید

ادامه نوشته

روزهای پر تب و تاب انقلاب

این قسمت از خاطراتم را هیچوقت نتوانسته ام آنگونه که واقعاً بوده بنویسم چون اتفاقات چنان سریع و زیاد بود که نمی توانم جمع وجور کنم . برای خالی نبودن جای این خاطرات متن زیر را خلاصه وار آماده کردم و بعداًدر فرصت مناسب ادامهخواهم داد :

بهمن ماه که میرسد ، کبوتر خیالم به پرواز در می آید و به روز های پر هیجان ، به آن روز هاییکه پر از بیم و امید ، زشتی و زیبایی و شادی و غم بود ، پرواز میکند . هر کسی در  طول عمر خود روزهایی را دارد که برایش از ارزش والایی برخوردار ند ، و به اصطلاح لحظه به لحظه  آن بقول خارجی ها ،برایشان  های لایت است . بهمن ماه نیز برای من حکم چنین روزهایی را دارد .

حرکت های انقلابی در شهری که محل زندگی من بود ( سقز – کردستان ) تقریباً از پاییز 1356 با راهپیمایی تعدادی از معلمان و دانش آموزان آغاز شد . و از آن پس گاه و بیگاه این حرکت ادامه پیدا میکرد و روز بروز بر تعداد شرکت کنندگان افزوده می شد . حرکت های انقلابی مانند سایر نقاط ایران ، در شهر سقز هم هرچه جلو تر میرفت رنگ و بوی تندتری بخود میگرفت .شعار های اولیه که بیشتر حال وهوای اقتصادی و رفاهی داشت یواش یواش رنگ سیاسی بخود میگرفت ، تا اینکه رسیدیم به این شعار که ( ما میگیم شاه نمیخواهیم نخست وزیر عوض میشه ..... ) و شعر ترکی عامیانه جالبی پخش شده بود که اینگونه از زبان شاه گفته میشد ..شهبانو ایرانه گئدیم ، گئدمی ییم و ...  شدیدترین و خونین ترین تظاهرات در این شهر در بیست و چهارم دیماه  1357 دو روز قبل از مسافرت شاه صورت گرفت ، در این روز ارتش از اول صبح به خیابانها آمد و تیر اندازی شروع شد . نمیدانم علت چه بود ولی این را میدانم که در این شهر گروه های مسلح نیز فعالتر شده بودند و از شرایط و قراین چنین بر می آمد که عده ای سعی در متشنج کردن جو شهر دارند . بهر حال در گیری تقریباً نزدیکی های ظهر شروع شد .، صدای تیراندازی یک لحظه قطع نمی شد ، صدای مرگ بر شاه و الله و اکبر از گوشه و کنار شهر بگوش می رسید ( یادم می آید در آن روزگار چنان احساساتی شده بودم که برای آن روز شعر مانندی هم نوشته بودم که در زمان نقل و انتقال و جابجایی گم شدند . ) خبر های رسیده حاکی از تعداد زیاد زخمی ها میداد ، برای کمک به زخمی ها بطرف بیمارستان راه افتادیم ، اطراف بیمارستان مملو از جمعیت بود که برای اهداء خون و کسب خبر از احوال زخمی ها آمده بودند . تیر اندازی در اطراف بیمارستان نیز ادامه داشت یکی از مامورین بطرف بیمارستان هم تیراندازی میکرد که در نتیجه در داخل بیمارستان یکی از خدمه تیر خورد .  آنروز یک مهندس کریمی نامی در خیابان زخمی و در بیمارستان از دنیا رفت و این اتفاق ، با محبوبیتی که گویا  آن مهندس داشته ، موجبات عصبانیت شدید مردم بویژه دوستانش را فراهم کرد . از آن روز جو شهر دیگر آرام نشد در بیست و ششم دیماه رفتن شاه را جشن گرفتیم عصر آنروز ماشینها با بوق و چراغ های روشن درحالی که برف پاکنها را بلند کرده و دستمالهایی به آنها وصل کرده بودند در سطح شهر به شادی پرداختند . البته تا یادم نرفته بگویم که در روزهای پیروزی انقلاب ، مردم آن چند پاسبانی را که بسوی مردم تیر اندازی کرده بودند به سختی مجازات کردند، با چنان وضع نا هنجاری آنها را کشتند که هنوزهم که سی سال از آن جریان میگذرد با یاد آوری آن مو بر اندام من سیخ میشود .

گفتم که بهمن ماه برایم پر است از روزهای خوب و بد ، آن زمان من با اینکه خانه خریده بودم ، از دولت سر فامیل خوش غیرت  ، مستاجر بودم با مادر پیر و ... ولی همسایهای خوبی داشتم که واقعاً انسانهای والایی بودند که بارها من شاهد بودم که در اطراف خانه ما ، برای مواظبت از ما پرسه میزدند .

مشکل وبلاگهای بلاگر (بلاگ اسپات)

بعلت فیلتر شدن سرور قدرتمند بلاگر وبلاگهای ما بر روی این سرور از دسترس خارج شده برای دین وبلاگها و وبسایتهای ما بر روی تصویر زیر کلیک کنید

 

روز جلفا

 

روز جلفا روز بزرگداشت قهرمانانی است که با سلاحی اندک

 قهرمانانه در مقابل ارتش تا بن دندان مسلح روس ایستادند و با

 خون خود از مام وطن دفاع کردند ، سالی یک روز یاد آوری این روز

 حداقل کاری است که ما میتوانیم انجام بدهیم . یاد و نامشان

 گرامی باد


click to NEW   HADISHAHR

















تبریک سال نو

 شیشه عطر بهار ُ لب دیوار شکست

و هوا پر شده از بوی خدا

همه جا آیت اوست

دیدنش آسان است

عیدتان مبارک

کلمه مقدس در روی شان عسل

در تاریخ دهم سپتامبر ۲۰۰۴ در جمهوري آذربايجان ، ساكن شهر جليل آباد ، زنبوردار تقي اف روشن  ، چارچوبي كه ازتوليدات كندوهاي عسل خود بيرون آورده بود كلمه مقدس لا اله الالله بزبان عربي  توسط زنبور ها درج شده بود .

عين همين مسئله در سال ۲۰۰۰ در يكي از شهر هاي تركيه نيز رخ داده بود ولي در آن موقع فقط كلمه مقدس الله روي چارچوبه عسل  نوشته شده بود.

ترجمه از:  صادقي

منبع وبلاگاولواولوس 

اولين‌هاي داريوش پيرنياكان نوازنده و مدرس تار ( مصاحبه جام جم )

گوشه هایی از مصاحبه استاد داریوش پیرنیاکان را در زیر می آورم ( البته لازم است توضيح دهم كه گوشه هايي از اين خاطرات با خاطرات اينجانب تلاقي دارد و خواندن اين مصاحبه مرا به آن دوران پرواز داد . ) برای این همشهری بسیار بزرگوار آرزوی سلامتی و موفقیت های بیشتر مینمایم .

حيدر صادقي گرگري 

اولين تاثيرپذيري هنري از اطرافيان؟

خب، من در بخشي به نام «گرگر» از توابع آذربايجان شرقي به دنيا آمدم. «گرگر» نامي بسيار كهن و به معني تختگاه، پايتخت و يكي از اسما دهگانه خداوند در دين زرتشت است. گرگر همچنين منطقه‌اي بسيار قديمي و داراي پيشينه غني تاريخي و فرهنگي است و چهار طايفه بسيار بزرگ دارد كه يكي از آنها طايفه ماست كه به طايفه بيجاني‌ها معروف است. همه افراد اين 4 طايفه باسواد بودند. عاشوراهاي گرگر نيز بسيار پربار و مفصل بود و با اين‌كه در مراسم و تعزيه‌ها، شعرها تركي خوانده مي‌شد اما آواها، نواها و موسيقي‌ آنها، موسيقي اصيل ايراني و موسيقي رديف دستگاهاي ايراني بود. بنابراين از همان اوايل كودكي يا بهتر بگويم از وقتي كه چشم گشودم و به همراه پدر و مادرم براي ديدن اين مراسم به كوچه و خيابان مي‌رفتم، گوشم با اين نواها و صداها آشنا شد و تحت‌تاثير موسيقي ايراني قرار گرفتم. علاوه بر اين پدرم هم، مردي كتابخوان، اهل مطالعه، هنرمند و هنردوست بود و با اين‌كه به ظاهر امروزي و اهل كت و شلوار و كراوات بود اما آدم بسيار مومني بود و اشراف زيادي بر تعزيه داشت. اهل آواز هم بود و صداي بسيار خوبي داشت و در ايام محرم و عاشورا نقش امام حسين(ع)‌ و حر را خيلي خوب بازي مي‌كرد. به دنيا آمدن و بزرگ شدن در چنين خانواده و محيط و منطقه‌اي مسلما تاثير بسزايي در ايجاد حال و هوا و روحيه هنري در من داشت.

اولين معلم مدرسه؟

آقاي سيراني، اولين معلم من بود كه به نظرم از بهترين معلم‌هاي دنيا و بي‌نظير بود. آن ‌زمان يعني سال 1340 كه من رفتم مدرسه و باب بود كه با فلك و تنبيه به بچه‌ها درس مي‌دادند، او با بازي به ما درس مي‌داد. آقاي سيراني 50 40 سالي داشت ولي به نظر ما پير مي‌آمد. يادم هست يكي از بچه‌ها الفبا را ياد نمي‌گرفت. آقاي سيراني ما را توي حياط مدرسه برد و يكي از بچه‌ها را دراز كرد و از يك نفر ديگر هم خواست به طور افقي بالاي سر او بخوابد، بعد هم سر و پاهايش را كمي كج كرد و گفت: خب، اين شد آي با كلاه (آ.) بعد هم يكي از بچه‌هاي كوچولو را (به اسم زينالي) صدا كرد و گفت: جمع و مچاله شو و بنشين زير اين (همان كسي كه دراز شده بود)، شد (ب.) آقاي سيراني علاوه بر بازي درس‌ها را با شعر هم به ما ياد مي‌داد. شعرهايي كه هنوز كاملا در حافظه‌ام مانده، مثل «دويدم و دويدم، سر كوچه رسيدم و...»

اولين دوستان و همكلاسي‌هايتان؟

رسول و نصرت، از همكلاسي‌ها و دوستان صميمي‌ام بودند كه هر سه در يك نيمكت مي‌نشستيم. (من وسط و آن دو نفر در دو سر نيمكت.) اما متاسفانه هر دوي آنها در جواني مردند. رسول تصادف كرد و نصرت هم سوخت. پسردايي (داوود) و پسرعمويم (نادر) نيز، از اولين دوستان و همكلاسي‌هايم بودند.

نگاهي گذرا به كارنامه هنري پيرنياكان

داريوش پيرنياكان متولد 1334 منطقه گرگر از توابع آذربايجان شرقي و فارغ‌التحصيل موسيقي از دانشكده هنر دانشگاه تهران است.

منطقه قديمي و فرهنگي گرگر و عاشوراهاي پربارش كه با تعزيه‌ها و مراسم پرشور و آهنگيني همراه بود و تلفيقي از هنز و مذهب را به رخ مي‌كشيد، بعلاوه رشد و نمو زير بال و پر پدري هنرمند و هنردوست، از همان بدو تولد و كودكي، بستر ذهني مناسبي را برايش فراهم كرد تا بيش از هر چيز به موسيقي حساسيت نشان دهد. حساسيتي كه كمي بعدتر و در سن 12 10 سالگي به واسطه تشويق و راهنمايي و فضاي هنري كه برادر هنردوست و محقق‌اش در خانه ايجاد كرده بود، به عشق و علاقه‌اي شديد و گريزناپذير تبديل شد.

پيرنياكان از 12 سالگي آموزش موسيقي و نوازندگي تار را نزد حسين محوري آغاز كرد و با محمدصفر عذاري آن را ادامه داد. عشق وافر به موسيقي نه‌تنها او را براي فراگيري بيشتر و بهتر از تبريز به تهران و پاي درس استاد علي‌اكبر شهنازي (به مدت 7 سال)‌ كشاند كه باعث شد رشته پزشكي را نيز ناتمام رها كند و صندلي‌هاي دانشكده هنر را بيازمايد.

پيرنياكان از سال 1352 همكاري با مركز حفظ و اشاعه موسيقي را آغاز كرد كه علاوه بر اجراي كنسرت‌هاي گروهي متعدد و استفاده از محضر اساتيدي همچون داريوش صفوت (رئيس مركز)، محمود كريمي، هرمزي و عبدالله دوامي، خود نيز همزمان آموزش به دانشجويان مبتدي را شروع كرد. او سه‌تار را نيز در همين مركز و نزد استاد فروتن فراگرفت. او همچنين همكاري با محمدرضا شجريان استاد آواز ايران را از سال 1358 آغاز كرد كه اين آشنايي و همكاري به ضبط و انتشار بيش از 20 كار مشترك در قالب كاست و سي دي و برگزاري 200 كنسرت داخلي و خارجي (بعد از انقلاب)‌ انجاميد.

اين مطلب را در ضميمه جام جم ( نسل 3 ) همين لينك مطالعه فرماييد .

از وبلاگ ها و سایتهای شهرستان جلفا دیدن فرمایید

احساس شیشه

میگویند شیشه ها احساس ندارند ولی هنگامیکه روی شیشه بخار گرفته نوشتم یا حسین  آرام گریست

همراه با محرم

سو مشکیمی بو قوم ادیب بهانه قارداش

خدنگ ظلمه الموشام نشانه قارداش

بیت زیبایی را که در بالا برایتان اماده کرده ام یکی از نوحه های دلنشین من بود که نمیدانم چرا از همان دوران نوجوانی مرا بینهایت غمگین میکرد و هنوز هم که تقریباً پیرمردی شده ام و باز هم این ابیات مرا افسرده و غمگین میکند .

هئت زنجیر زنان هادیشهر گرگر این نوحه را هر روز در وسط عزاداری های خود ، وقتی عزاداری به اوج خود میرسید و همه نشسته و در حال گریه و زاری میباشند . خواننده ی نوحه ( که تا امروز آقای محمدعلی کاروانی است . ) به یکباره از جا بلند می شود وبا هیجان بینهایتی که دارد بیت بالارا با ابیات بیشمارش میخواند و عزاداران با هیجان بیشتر با زنجیر بخود میزنند و خیلی اتفاق می افتاد که مرحوم زنده دل در وسط عزاداری بیهوش می شد .

آه ای شبه رسول مدنی

سوسوز اولدوردی سنی شمر دنی

فاطمه گؤئر سه بو نوعیله سنی

نه دییر؟ دییر ایوای حسین وای........

سن اُزون امداد قیل اسلامه یا صاحب زمان

قویما کفاری یتیشسین شامه یا صاحب زمان

که حافظه ام یاری نمیکند تما این اشعار را بخوانم این روزها اگر به عزاداری هیئت زنجیر گرگر توجه بکنید حتما این نوحه را بطر کامل میشنوید .

سخنان ظریف

باد می وزد …
میتوانی در مقابلش هم دیوار بسازی، هم آسیاب بادی
تصمیم با تو است .. . .
 * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
زیباترین حکمت دوستی، به یاد هم بودن است، نه در کنار هم بودن . . .
 * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
دوست داشتن بهترین شکل مالکیت
و مالکیت بدترین شکل دوست داشتن است . . .
 * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
خوب گوش کردن را یاد بگیریم…
گاه فرصتها بسیار آهسته در میزنند...
 * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
اگر یک روز هیچ مشکلی سر راهم نبود، میفهمم که راه را اشتباه رفته ام ...
 * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
فراموش نکن قطاری که ار ریل خارج شده، ممکن است آزاد باشد
ولی راه به جائی نخواهد برد . . ..
 * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
زندگی کتابی است پر ماجرا، هیچگاه آن را به خاطر یک ورقش دور نینداز ...
 * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
مثل ساحل آرام باش، تا مثل دریا بی قرارت باشند ...
 * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
جائی در پشت ذهنت به خاطر بسپار، که اثر انگشت خداوند بر همه چیز هست ....
 * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
بیا لبخند بزنیم بدون انتظار هیچ پاسخی از دنیا ...
 * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
به کم نور ترین ستاره ها قانع باش، که چشم همه به سوی پر نور ترین
ستاره هاست ...
 * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
فکر کردن به گذشته، مانند دویدن به دنبال باد است ...
 * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
آدمی ساخته افکار خویش است، همان خواهد شد که به آن می اندیشد ....
 * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
امروز را برای ابراز احساس به عزیزانت غنمینت بشمار
شاید فردا احساس باشد اما عزیزی نباشد ...
 * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
هیچ وقت به خدا نگو یه مشکل بزرگ دارم
به مشکل بگو من یه خدای بزرگ دارم ...
 * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
اگر صخره و سنگ در مسیر رودخانه زندگی نباشد
صدای آب هرگز زیبا نخواهد شد ...
 * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
کسی را که امیدوار است هیچگاه نا امید نکن، شاید امید تنها دارائی او باشد ...
 * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
شاد بودن تنها انتقامی است که میتوان ازدنیا گرفت ، پس همیشه شاد باش ...
 * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
هیچ گاه از دوست داشتن انصراف نده، حتی اگه بهت دروغ گفت
بازم بهش فرصت جبران را بده ...
 * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
برای آنان که مفهوم پرواز را نمیفهمند، هر چه بیشتر اوج بگیری کوچکتر میشوی ...
 * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
از انسانها غمی به دل نگیر؛ زیرا خود نیزغمگین اند؛
با آنکه تنهایند ولی از خود میگریزند زیرا به خود و به عشق خود و به حقیقت خود
شک دارند؛ پس دوستشان بدار اگر چه دوستت نداشته باشند ...
 * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
تاریک ترین ساعت شب درست ساعات قبل از طلوع خورشید است
پس همیشه امید داشته باش ...
 * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
چه خوب می شد اگر اطلاعات را با عقل اشتباه نمی گرفتیم و عشق را با هوس و حقیقت را با واقعیت

تبریک عید قدیر

 قدیر بایرامی بوتون مسلمانلارا

مبارک اُؤلسون

اینهم عیدانه   دانلود کنید

برای تنوع و خالی نبودن عریضه این پست را کپی پیست کردم

عید قُربان (در عربی: عید الأضحی) یکی از روزهای فرخنده در تقویم اسلامی است.

روز دهم ماه قمری ذی الحجه، مصادف با عید قربان از گرامیترین عیدهای مسلمانان است که به یاد ابراهیم و فرزندش اسماعیل، توسط بسیاری از مسلمانان جشن گرفته می‌شود.

عید قربان که از جمله تعطیلات رسمی مسلمانان است، از یک تا چهار روز جشن گرفته می‌شود و در طی آن مردم با پوشیدن بهترین پوشاک خود، پس از انجام عبادات، به دید و بازدید و جشن و سرور می‌پردازند.

البته برگزار کردن مراسم قربانی در این عید بر همه واجب نیست و تنها بر زائران کعبه در مراسم حج واجب است، اما بسیاری از مسلمانان در سراسر جهان در این روز، گوسفند، گاو یا شتری را قربانی کرده و گوشت آنرا بین همسایگان و مستمندان تقسیم می‌کنند.

حاجیان در این روز پس از به پایان رساندن مناسک حج، حیوانی را ذبح می‏کنند و پس از قربانی آنچه بر آنان در حال احرام، حرام شده‏ بود – مانند نگاه کردن در آینه، گرفتن ناخن و شانه زدن مو -، حلال می‏گردد و با توجه به اینکه حج، یکی از عبادتهای بسیار مهم در اسلام است، توانایی به انجام رساندن آن نیز برای هر مسلمانی بسیار شادی آور است، در نتیجه، روزی که پس از انجام وظایف‏ سنگین حج، به عنوان جایزه الهی و اتمام احرام پیش می‏آید را عید می‌دانند.

همچنین در روایت‏های مکرری نقل شده که در روز عید قربان، قربانی کنید تا گرسنگان و بیچارگان نیز به خوراک برسند. به همین مناسبت مجموعه اس ام اس برای تبریک عید قربان

که در سایت موب ۴ یو به صورت رایگان در اختیار شما قرار گرفته است.

 اس ام اس عید قربان

این یک هفته رژیم بگیر تا لاغر شی که انتخابت نکنن! اینو به بقیه گله هم بگو.
عید قربان پیشاپیش مبارک

**********************اس ام اس عید قربان**********************

عید قربان نزدیکه، این جماعت براشون گاو و گوسفند فرقی نمی کنه… نگرانتم!

**********************اس ام اس عید قربان**********************

از امروز ۷ روز بیشتر زنده نیستی… از فرصتی که داری لذت ببر گوسفند عزیز!
پیشاپیش فرا رسیدن عید قربان رو بهت تسلیت می گم!

**********************اس ام اس عید قربان**********************

این......

منبع اینجا

ادامه نوشته

تبریک عید قربان

عید سعید قربان را به تمام مسلمانان جهان بویژه  به مسلمانان کشور عزیزمان ایران تبریک عرض مینماییم .

قربان بایرامین بوتون دنیا مسلمانلارونا الالخصوص ایرانلی هموطن مسلمانلارا تبریک دئیرم .

بودا بیر بایراملوخ            اینهم یک عیدی      اینهم یک عیدی

دانلود کنید و گوش به دهید حتماً خوشتان خواهد آمد .

نظر یک پزشک درمورد نوزادی که آيات قرآنی برروی بدنش ظاهر می‌شود!!

لودمیلا لوس" رییس بخش علمی –مشاوره‌ای انستیتوی ایمنی شناسی روسیه به «ریا نووستی» گفت: نوشته‌هایی از قرآن کریم که بر روی پوست بدن نوزاد نه ماهه داغستانی پدیدار می‌شود، به احتمال قوی از طریق تاثیر مکانیکی و یا شیمیایی بر روی پوست وی بوجود می‌آیند.
وی گفت: از نظر پزشکی این مسئله (بوجود آمدم خود به خود نوشته بر روی پوست) امکان پذیر نیست و هیچ اساس علمی ندارد.

به گفته وی، به احتمال قوی والدین برای جلب توجه جامعه، بر روی پوست نوزاد خود موادی می‌مالند که پوست آن را تحریک می‌کند.
وی تاکید کرد: بعنوان مثال موادی مانند فلفل، نمک و یا برخی از داروها در اثر ارتماس با پوست قدرت نفوذ پذیری را زیاد کرده و باعث گشادی رگ‌ها می‌شوند.
به همین دلیل ممکن است روی پوست این نوزاد لکه های قرمز و مشابه آن بوجود آید.
وی همچنین تاکید کرد که ممکن است این نوزاد به بیماری "درموگرافیزم" (Dermographism)- واکنش برونی است که در اثر فشار بر روی پوست بوجود می‌آید- مبتلا باشد. کسانی که تا این حد پوست حساسی دارند می‌توانند با انگشتان و یا اجسام غیر نوک تیز خطوطی بر روی پوست خود حک کنند.
پزشکان خاطر نشان می‌کنند که باید این کودک تحت آزمایشات و تحقیقات علمی قرار گیرد و فقط پس از آن می‌توان با اطمینان گفت که دلیل این امر چیست.

تولد امام رضا (ع)

تولد امام رضا (ع) 

پیشاپیش تولد امام هشتم شیعیان جهان ، امام رضا (ع) را بر عموم مسلمانان جهان بویژه هموطنان عزیز تبریک میگویم . 

-

کارهای اینترنتی من

1   2   3    4    5    6   7    8    9    10    11    12    13     14     15

 

سخنانی از‌ گابریل گارسیا مارکز

 1- دوستت دارم نه بخاطر شخصیت تو، بلکه بخاطر شخصیتی که من هنگام با تو بودن پیدا میکنم.

2- اگر کسی آنطور که میخواهی دوستت ندارد، به این معنی نیست که تو را با تمام وجودش دوست ندارد.

3- دوست واقعی کسی است که دستهای تو را بگیرد ولی قلب تو را لمس کند.

4- بدترین شکل دلتنگی برای کسی آن است که در کنار او باشی و بدانی که هرگز به او نخواهی رسید.

5- هرگز لبخند را ترک نکن حتی وقتی ناراحتی، چون هر کسی امکان دارد عاشق لبخند تو شود.

6- تو ممکن است در تمام دنیا فقط یک نفر باشی، ولی برای بعضی افراد تمام دنیا هستی.

7- هرگز وقتت را با کسی که حاضر نیست وقتش را با تو بگذراند، نگذران.

8- خدا خواسته است که ابتدا بسیاری افراد نامناسب را بشناسی و سپس شخص مناسب را. به این ترتیب وقتی او را یافتی بهتر میتوانی شکرگزار باشی.

9- به چیزی که گذشت غم مخور، به آنچه پس از آمد لبخند بزن.

10- خود را به فرد بهتری تبدیل کن و مطمئن باش که خود را میشناسی، قبل از آنکه شخص دیگری را بشناسی و انتظار داشته باشی او تو را بشناسد.

11- زیاده از حد خود را تحت فشار نگذار، بهترین چیزها در زمانی اتفاق می افتد که انتظارش را نداری.

نظرات

دوشنبه دو شهریور ساعت 9 صبح

امروز دوشنبه است . هوا خیلی خنک و دلپذیر است با صدای گنجشکها که در حیاط خانه به جان انگور ها افتاده اند از خواب بیدار میشوم . چه جشن و سروری راه انداخته اند این پرندگان کوچک . بزور از رختخواب بیرون می آیم ُ و در حیاط سرو صدا راه می اندازم و گنجشکها را فراری میدهم. فکر میکنم دیگر بر نمیگردند و لی چه خیال خامی تا میروم داخل خانه یک فوج دیگر سر میرسند شاید هم همان ها هستند و این دورو بر ها قایم میشوند و به محض خلوت شدن حمله میکنند.

صائب چه خوب گفته است: (قسمت ما چون کمان از صید خو د خمیازه است //// هرچه داریم از برای دیگران داریم ما .)

سهم ما از این انگور ها مانند سهم آن آقایی است که پیش گربه غذا می خورده ...مثل اینکه ما باید میو میو بکنیم . بچه ها هنوز خوابیده اند صدای گنجشک که سهل است با توپ و تانک هم نمیشود اینها را بیدار کرد و ....چه هوای خوبی دارد گرگر و بخصوص این شهرک گلها . هنوز از سرو صدای بچه ها در کوچه خبری نیست اگر بچه ها باشند این گنجشکها اینهمه پر رو نمیشوند چون با تیر کمان و تفنک بادی حسابشان را میرسند ولی ما زور مان به این حیوانات ریز خدانمیرسد بگذار بخورند آنها که روزه نیستند. تا ماه رمضان تمام بشود حساب انگور ها را میرسند. خیلی پیشرفته هم شده اند از آدمک واین چیز ها هم نمی ترسند تازه وقتی از خود آدم نمی ترسند آدمک جای خود دارد .

تبریک حلول ماه مبارک رمضان